پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

پرهام و رهام

غول چراغ جادو

1392/9/4 23:37
نویسنده : مامان ریحانه
872 بازدید
اشتراک گذاری

داستان غول چراغ جادو

برای خواندن این داستان جالب بهادامه مطلببروید

روزی روزگاری در یک سرزمین دور پسرکی در اتاقش مشغول بازی کردن بود

که ناگهان نگاهش به یک چیز عجیب افتاد و اون چیز چیزی نبود جز چرااغ جاادوو و پسرک حسابی خوشحال شد

 وپسرک چراغ را برداشت به محض اینکه دستش بهش خورد یک غول بزرگ و وحشتناک بیرون آمدو گفت

 یوووو هاااا هااااااااا سرورم چه آرزویی داری؟؟شیطان

 پسرک که کمی ترسیده بود گفت هر آرزویی؟

وغول جواب داد بله آرزو کن سه سوته میری همون جایی که آرزوتهشیطان

پسرک خوشحال شدوکمی فکرکردو گفت من همیسه آرزوداستم موبایل مامان و بابام بگیلم دستم

غول گفت یووو هاااا ویکدفعه...

واااهی خدای من خودسه

 بازم آلزو دالملبخندمن همیسه آلزو داستم ازتخت مامان و بابا تاکمر آویزون بسم و مامان نیاد بگیرتملبخند

 یووووو هاااا هااااااشیطان

 واهی اینجا اتاق مامان و باباست,حالا مامان اگه لاست میگی بیا منو بگیلقهقهه

 

 غول عژیژم بازم آلزو دالم جایی نریابغل

من همیشه آلزومه که یه سیب بگیلم دستم وبا اعماق وجودم بهس گاز بزنم ودندون دندونیس کنم و کسی نگه واااای الان میله تو گلوس

یووو هااا هااااااااااااشیطان

 آخیس دلم حال اومدااااخنده

 لاستی یادم اومد من همیسه آرزومه که در اتاق عمو محمد باز باسه ومن بدو بدو برم سر پرده اتاقس و کسی نیاد بیالتم بیرون و بگه یکدفعه دستش میبله

یوووو هااا هاااااشیطان

 

واااهی من چه جولی اومدم اینجا,

ای خدا شکلت هیچ کس نیستقهقهه

 وغول گفت؛ای پسرک تنها یه آرزوی دیگر میتوانی بکنیشیطان

 وپسرک خوب فکر کردو گفت من فلش ضبط ماسین بابایی رو میخوام آخه بابایی هیچ وقت نمیزاله من بهس دست بزنملبخند

 یووو هااا هااااااا اینم آخرین آرزووووووووووشیطان

 

واهی خداجونم خودسه اگه بابایی بفهمهقهقهه

ببخسید غول خوسکل موسکلم خیلی باهات حال کردم و دلم حسابی خنک سدماچ

آخییییییییییشقهقهه

غول گفت یوو هاا هاااااا خدا حااااافظ بچه ی شیطوووونشیطان

 

 

وپسرک گفت خداحافظ عزیز مهلبونم دلم بلات تنگ میسهگریه

.

.

.

.

.

.

واین بود قصه ی امروز مانیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (19)

زندایی
5 آذر 92 11:26
دل تو که هیچی دل منم حال اومد قربونت برم هر کاری دلت خواست کردی دست قول چراغ جادو هم ددرررد نکنه
مامان ریحانه
پاسخ
حیف زندایی جونم که اون روز دیگه برنمیگلده تا من دوباله حسابی کیف کنم
سینا(رفیق فابریک)
5 آذر 92 11:29
خوش به حالت کاش این غول خونه ی ما هم بیاد
مامان ریحانه
پاسخ
پسل دایی نگلان نباس یه روز با همدیگه میریم به اون سرزمین
عمه لی لی
5 آذر 92 14:19
ای جونممممممممممممم قربونت بششششششم خیییییییییییییلی بامزززززززززززززززززه بووووووووووووووددورت بگگگگگگگگگگگگگگگگردم با این ذذذذذذذذذذذوق کردناتتتتتتتتتتتتتت عزیز دلمببببببببببببوسسسسسسبوووووووووووووسبووووووووووووسووووووووووووواااااااااااااااییییییییییییییی ددددددددددددددلللللللللللللمممممممممممممممم ضعف رفتتتتتتتتتتتتتتت
مامان ریحانه
پاسخ
عمه جون حسابی کیف کردم
saba
5 آذر 92 14:20
بابایی
5 آذر 92 15:12
قربون پسرم بشم که آرزوهاشم مثل خودش کوچیکه
زن عمو شهین
5 آذر 92 15:15
تبریک میگم پرهام کوچولو بخاطر مامان خوش سلیقه و با حال
مامان ریحانه
پاسخ
مرسی زن عمو جان این نظر لطف شماست
خله لیلا
5 آذر 92 16:10
وای عزیزم خوش به حالت که به همه ی آرزوهات رسیدی پسر شیطون
مامان ریحانه
پاسخ
خیلی خیلی مرسی دارم
خاله فاطمه
5 آذر 92 17:42
یعنی فقط باید بخندیم از دست این ماجراها
مامان ریحانه
پاسخ
بخند خاله جون منم میخندم
خپل و مپل
5 آذر 92 19:30
مامان آیسو وآیسا
7 آذر 92 15:33
چقدر جالب بود...داستانتوووننبرا پرهام جوووونم
مامان ریحانه
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم
مامان محمدطاها
7 آذر 92 17:34
سلام مجدد خوپید؟پرهام جون خوبه؟ چقدر لاغرشده نه؟
مامان ریحانه
پاسخ
سلام بله خوب همه ی بچه ها مریضی دارن دندون درآوردن دارن لاغر میشن اما با این وجود نمودار رشد پرهام خیلی خوب نشون میده
مامان امیررضا
8 آذر 92 1:18
قربونت برم چه آرزوهایی دارین شما نی نی ها
مامان ریحانه
پاسخ
خدانکنه خاله جون
khale sara
8 آذر 92 7:08
akhey bemiram azizam cheghad arezoo dashtiiiiiiiiiii . khodaro shokr ke be hamashoon zood residi . dooset daram khale
مامان ریحانه
پاسخ
مرسی خاله جون خارجی
مامان محمدطاها
8 آذر 92 9:24
خب خداروشکر مهم نمودار رشده و رضایت مادر
مامانه کیاناوهانا
9 آذر 92 0:51
خوش به حالت پرهام جون به ارزوهای قشنگت رسیدی عزیزم اگه می شه اون چراغ جادو رو به خاله ندا قرض بده یه عالمه ارزو دارمبرای چرهام جون ومامان گلش
مامان ریحانه
پاسخ
نه خاله جون نمیشه فکر کنم دست خودم هم دیگه بهش نمیرسه
مامان آیاتای
9 آذر 92 20:17
تو اون بالا چیکار میکنی؟؟؟ واسه خودت قهرمان شدی ها
زن عمو
28 آذر 92 21:59
خوشبحال پرهام جونم با ایده های قشنگ مامانش
مامان ریحانه
پاسخ
مرسی عزیزم